من دیگه اونو از دست دادم...!
شاخه گلي كه دستم بود سر خم كرد و داشت پژمرده ميشد.. طاقتم طاق شد.از جام بلند شدم ناراحتيم رو خالي كردم سر كلاغ ها.گل رو هم انداختم زمين ولگدش كردم.يقه پالتوم رو دادم بالا،دستم رو كردم تو جيب هاش....و رفتم..... نرسيده به در پارك صداش از پشت سر اومد... صداي تند نفس هاش،و صداي نفس هاش رو شنيدم ولي برنگشتم.بدون دعوا و مرافه و قهر از پارك خارج شدم.خيابان را به حالت دو گذشتم. هنوز داشت پشتم ميومد.صداي پاشنه هاي كفشش رو شنيدم.ميدوييد و صدام ميكرد. ان طرف خيابون ايستادم جلو ماشين.هنوز پوشتم بود.كليد انداختم در را باز نكرده صداي بوق و ترمز شديدي رو شنيدم و فرياد و ناله اي كوتاه ريخت تو گوش هام......... تندي برگشتم ديدم پخش خيابون شده.... افتاده بود جلوي ماشيني كه زده بود بهش...راننده هم داشت ميزد تو سر خودش.... سرش خورده بود به شيشه ماشين....خون تموم اسفالت رو برداشته بود... ترسان و هول با تشويش و نگراني دوييدم سمتش.بالا سرش ايستادم. مبهوت......گيج....گنگ......... هاج و واج نگاهش كردم.تويه دست چپش بسته كوچيكي بود... كادو پيچ...محكم گرفته بودش...نگاهم رفت رو استين مانتوش كه كشيده شده بود بالا.. ساعتش پيدا بود.چهار و پنج دقيقه....نگام برگشت سمت ساعت خودم.....چهار و چهل و پنج دقيقه بود... گيج و درب و داغون نگام به ساعت راننده برگشت.... ساعت چهار و پنج دقيقه بود.......
نظرات شما عزیزان:
امیدوارم هرجا که هستی خوب و خوش باشی...
آدرس وبتو تو وبلاگ آبجی فاطمه(Hate) دیدم و از اونجا که دوستای فاطمه جون،مثه دوستای خودمن، اومدم وبت...
به اسم خود وبت You love Me لینکت میکنم،و اگه خواستی منو بلینک
با آرزوی موفقیت
ــــــــــــــــــــــ
Logaft
ــــــــــــــــــــــــــپاسخ:مرسييييييييييييييييييييييي عزيزم.
Design By : Pichak |